استاندارد حسابداري شماره 4
ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي
(تجديدنظر شده 1384)
(1) استاندارد حسابداري شماره 4 با عنوان ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتماليكه در تاريخ تيرماه 1385 توسط مجمع عمومي سازمان حسابرسي تصويب شده است جايگزين استاندارد حسابداري شماره 4 با عنوان حسابداري پيشامدهاي احتمالي مصوب 1379 ميشود و الزامات آن در مورد صورتهاي مالي كه دوره مالي آنها از تاريخ 1/1/1385 و بعد از آن شروع ميشود، لازمالاجراست.
دليل تجديد نظر در استاندارد
(2) اين تجديد نظر با هدف هماهنگي بيشتر با استانداردهاي بينالمللي حسابداري و بهبود استاندارد قبلي، انجام شده است.
تغييرات اصلي
(3) در اين استاندارد، عنوان ” ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي“ جايگزين عنوان ” پيشامدهاي احتمالي“ شده است.
(4) در استاندارد جديد تعاريفي براي ذخيره، بدهي احتمالي و دارايي احتمالي ارائه شده است اما در استاندارد قبلي تنها پيشامد احتمالي تعريف شده بود.
(5) در استاندارد قبلي، ايجاد بدهي يا كاهش دارايي در اثر رويدادهاي آتي به سه گروه ” محتمل“، ” ممكن“ و ” بعيد“ تقسيم شده بود. در استاندارد جديد تعهدات محتمل در قالب ” ذخيره“ تعريف شده است و تعهدات ممكن و بعيد نيز در زمره ” بدهيهاي احتمالي“ تلقي شده است.
(6) در اين استاندارد محاسبه ارزش فعلي براي شناسايي ذخيره در صورت با اهميت بودن اثر ارزش زماني پول، الزامي شده است.
(7) در استاندارد جديد، الزاماتي در مورد قراردادهاي زيانبار و مخارج تجديد ساختار ارائه گرديده است.
استاندارد حسابداري شماره 4
ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي
(تجديدنظر شده 1384)
اين استاندارد بايد با توجه به ” مقدمهاي بر استانداردهاي حسابداري“
مطالعه و بكارگرفته شود.
هدف
1 . هدف اين استاندارد اطمينان از بكارگيري معيارهاي شناخت و مباني اندازهگيري مناسب در مورد ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي و نيز افشاي اطلاعات كافي در يادداشتهاي توضيحي براي درك بهتر ماهيت، زمانبندي و مبلغ آنها توسط استفادهكنندگان صورتهاي مالي ميباشد.
دامنه كاربرد
2 . اين استاندارد بايد توسط كليه واحدهاي تجاري براي حسابداري ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي، به استثناي موارد زير، بكار رود:
الف. قراردادهايي كه به موجب آن هيچ يك از طرفين به تعهدات خود عمل نكردهاند يا هر دو طرف طبق قرارداد بخشي از تعهداتشان را متناسباً انجام دادهاند، مگر در مواردي كه قرارداد زيانبار باشد، و
ب . آنچه كه مشمول ساير استانداردهاي حسابداري است.
3 . چنانچه استاندارد حسابداري ديگري نوع خاصي از ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي را مورد بحث قرار دهد، واحد تجاري بايد آن استاندارد را بكار برد. به عنوان مثال، موارد خاصي از ذخاير در استانداردهاي زير مطرح شده است:
الف. پيمانهاي بلندمدت (به استاندارد حسابداري شماره 9 با عنوان حسابداري پيمانهاي بلندمدت مراجعه شود)،
ب. اجارهها (به استاندارد حسابداري شماره 21 با عنوان حسابداري اجارهها مراجعه شود). با توجه به اينكه استاندارد حسابداري شماره 21 حاوي الزامات خاصي براي اجارههاي عملياتي زيانبار نيست، اين استاندارد در چنين مواردي كاربرد دارد، و
ج . فعاليتهاي بيمه عمومي (به استاندارد حسابداري شماره 28 با عنوان فعاليتهاي بيمه عمومي مراجعه شود).
4 .بعضي از مبالغي كه با آن همانند ذخيره برخورد ميشود ممكن است مربوط به شناخت درآمد باشد. براي مثال، موارديكه واحد تجاري در مقابل دريافت حق اشتراك، خدمات تعمير خودرو ارائه ميكند. اين استاندارد با شناخت درآمد سروكار ندارد. استاندارد حسابداري شماره 3
با عنوان درآمد عملياتي، شرايط شناخت درآمد عملياتي را مشخص ميكند و رهنمودي عملي براي بكارگيري معيارهاي شناخت ارائه ميدهد. اين استاندارد الزامات استاندارد حسابداري شماره3 را تغيير نميدهد.
5 .اين استاندارد، ذخاير را به عنوان بدهيهاييتعريف كرده است كه زمان تسويه و يا تعيين مبلغ آن توأم با ابهام نسبتاً قابل توجه ميباشد. اصطلاح ” ذخيره“ در مورد اقلامي از قبيل كاهش ارزش داراييها و مطالبات مشكوكالوصول نيز بكار ميرود. اين اقلام مبلغ دفتري داراييها را تعديل ميكند و مشمول اين استاندارد نيست.
6 .اين استاندارد در مورد ذخيره تجديد ساختار (شامل عمليات متوقف شده) كاربرد دارد. هنگاميكه تجديد ساختار منطبق با تعريف عمليات متوقف شده باشد، طبق استاندارد حسابداري شماره 6 با عنوان گزارش عملكرد مالي، موارد افشاي بيشتري ضرورت دارد.
تعاريف
7 . اصطلاحات ذيل در اين استاندارد با معاني مشخص زير بكار رفته است :
· ذخيره : نوعي بدهي است كه زمان تسويه و يا تعيين مبلغ آن توأم با ابهام نسبتاً قابل توجه است.
· بدهي : عبارت از تعهد انتقال منافع اقتصادي توسط واحد تجاري، ناشي از معاملات يا ساير رويدادهاي گذشته است.
· رويداد تعهد آور : رويدادي است كه تعهدي قانوني يا عرفي ايجاد ميكند بهگونهاي كه واحد تجاري ملزم به تسويه آن باشد.
· تعهد قانوني : تعهدي است كه از قرارداد يا الزامات قانوني ناشي ميشود.
· تعهد عرفي : تعهدي است ناشي از اقدامات واحد تجاري در مواردي كه واحد تجاري با توجه به نحوه عمل خود در گذشته، سياستهاي اعلام شده يا آئيننامههاي جاري كاملاً مشخص، به ساير اشخاص نشان داده است كه مسئوليتهاي خاصي را خواهد پذيرفت، و در نتيجه، واحد تجاري انتظاري بجا براي آنها ايجاد كرده است كه مسئوليتهاي خود را ايفا خواهد كرد.
· بدهي احتمالي :
الف. تعهدي غيرقطعي است كه از رويدادهاي گذشته ناشي ميشود و وجود آن تنها ازطريق وقوع يا عدم وقوع يك يا چند رويداد نامشخص آتي كه بطور كامل در كنترل واحد تجاري نيست،تأييد خواهد شد، يا
ب . تعهدي فعلي است كه از رويدادهاي گذشته ناشي ميشود اما بدلايل زير شناسايي نميشود:
1. خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد محتمل نيست.
2. مبلغ تعهد را نميتوان با قابليت اتكاي كافي اندازهگيري كرد.
· دارايي احتمالي : يك دارايي غيرقطعي است كه از رويدادهاي گذشته ناشي ميشود و وجود آن تنها از طريق وقوع يا عدم وقوع يك يا چند رويداد نامشخص آتي كه بطور كامل تحت كنترل واحد تجاري نيست، تأييد خواهد شد.
· قرارداد زيانبار : قراردادي است كه مخارج غيرقابل اجتناب آن براي ايفاي تعهدات ناشي از قرارداد، بيش از منافع اقتصادي مورد انتظار آن قرارداد است.
· تجديد ساختار : برنامهاي است كه توسط مديريت طراحي و كنترل ميشود و در دامنه فعاليت واحد تجاري و يا شيوه انجام آن فعاليت، تغييرات با اهميتي ايجاد ميكند.
ذخاير و ساير بدهيها
8 . ذخاير را ميتوان از ساير بدهيها مانند حسابهاي پرداختني تجاري و ساير حسابها و اسناد پرداختني متمايز كرد، زيرا درمورد زمان تسويه ويا مبلغ آن ابهام وجود دارد. حسابهاي پرداختني تجاري، بدهي بابت كالاها و خدمات دريافت شدهاي است كه صورتحساب آن دريافت گرديده يا با فروشنده در مورد مبلغ و زمان پرداخت مابهازاي آن توافق شده است. بنابراين وجه تمايز اصلي حسابهاي پرداختني تجاري با ذخاير اين است كه مبلغ آن با توجه به صورتحساب و زمان پرداخت آن نيز از طريق توافق با فروشنده مشخص ميگردد. گروهي ديگر از بدهيها بابت كالاها يا خدمات دريافت شدهاي است كه صورتحساب آن دريافت نشده يا به طور رسمي با فروشنده در مورد مبلغ و زمان تسويه آن توافق نشده است. در بعضي موارد براي تعيين مبلغ يا زمان تسويه بدهيهايي از قبيل بدهي مربوط به آب و برق مصرف شده تا پايان دوره مالي كه صورتحساب آن هنوز دريافت نشده است و نيز بدهيهاي ديگري از قبيل ماليات عملكرد، انجام برآورد لازم است، اما ميزان ابهام در رابطه با اين بدهيها به مراتب كمتر از ذخاير است. اگرچه در عمل اصطلاح ذخيره براي اين نوع بدهيها نيز استفاده ميشود، اما اصطلاح ذخيره در اين استاندارد براي بدهيهايي بكار ميرود كه با تعريف مندرج در اين استاندارد انطباق داشته باشد. ذخيره تضمين كالا، ذخيره پاكسازي محيط زيست، ذخيره دعاوي حقوقي و ذخيره مزاياي پايان خدمت، نمونههايي از اينگونه بدهيهاست.
رابطه بين ذخاير و بدهيهاي احتمالي
9 . اگرچه برآورد ذخاير بهدليل نامشخص بودن زمان تسويه و يا مبلغ آن توأم با احتمال است اما اصطلاح ” احتمالي“ در اين استاندارد درمورد بدهيها و داراييهايي بكار ميرود كه شناسايي نميشود، زيرا وجود آنها تنها از طريق وقوع يا عدم وقوع يك يا چند رويداد نامشخص آتي كه بطور كامل تحت كنترل واحد تجاري نيست، تأييد ميگردد. بعلاوه، اصطلاح ” بدهي احتمالي“ براي بدهيهايي بكار ميرود كه معيارهاي شناخت را احراز نميكنند.
10. اين استاندارد موارد زير را از هم متمايز ميكند:
الف. ذخايـر : بعنوان بدهي شناسايي ميشود (با فرض اينكه برآورد اتكاپذير قابل انجام باشد)، زيرا تعهدات فعلي است و ضرورت خروج منافع اقتصادي براي تسويه اين تعهدات محتمل است.
ب .بدهيهاي احتمالي : بعنوان بدهي شناسايي نميشود، زيرا:
1 . تعهدات احتمالي است و وجود تعهد فعلي واحد تجاري كه منجر به خروج منافع اقتصادي ميشود، بايد تأييد گردد، يا
2 . تعهدات فعلي است كه معيارهاي شناخت مندرج در اين استاندارد را ندارند (زيرا خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد، محتمل نيست يا برآورد اتكاپذير مبلغ تعهد امكانپذير نميباشد).
شناخت
ذخايـر
11 . ذخيره بايد در صورت احراز معيارهاي زير شناسايي شود:
الف . واحد تجاري تعهدي فعلي (قانوني يا عرفي) دارد كه در نتيجه رويدادي در گذشته ايجاد شده است،
ب . خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد محتمل باشد ، و
ج . مبلغ تعهد بهگونهاي اتكاپذير قابل برآورد باشد.
اگر اين شرايط احراز نگردد، هيچ ذخيرهاي نبايد شناسايي شود.
تعهد فعلي
12 . در موارد بسيار نادر، وجود تعهد فعلي روشن نيست. در اين موارد، چنانچه با در نظر گرفتن تمام شواهد در دسترس، احتمال وجود تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه بيشتر باشد، چنين فرض ميشود كه يك رويداد گذشته تعهد فعلي را بوجود آورده است.
13. در اغلب موارد روشن است كه آيا رويداد گذشته منجر به تعهدي فعلي شده است يا خير. در مواردي نادر مانند يك دعوي حقوقي ممكن است در مورد اينكه رويدادهاي خاصي واقع شده يا اينكه آن رويدادها منجر به تعهد فعلي شده است، اختلاف نظر وجود داشته باشد. در اين موارد واحد تجاري با در نظر گرفتن تمام شواهد در دسترس شامل نظرات كارشناسان، وجود تعهد فعلي را در تاريخ ترازنامه مشخص ميكند. شواهد مورد نظر شامل شواهد بيشتري است كه از طريق رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه فراهم شده است. براساس اين شواهد:
الف. اگر احتمال وجود تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه بيشتر باشد، واحد تجاري ذخيره شناسايي ميكند (به شرط اينكه معيارهاي شناخت احراز گردد)، و
ب.در صورتي كه به احتمال زياد، تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه وجود نداشته باشد، واحد تجاري يك بدهي احتمالي را افشا ميكند، مگر اينكه امكان خروج منافع اقتصادي بعيد باشد (به بند76 مراجعه شود).
رويداد گذشته
14. رويداد گذشتهاي كه منجر به تعهد فعلي شود، رويداد تعهدآور ناميده ميشود. براي اينكه رويدادي تعهدآور تلقي شود، لازم است واحد تجاري هيچ راه كار عملي جز تسويه تعهد ايجاد شده ناشي از اين رويداد نداشته باشد. اين وضعيت تنها در موارد زير واقع ميشود:
الف . الزام قانوني براي تسويه تعهد وجود داشته باشد، يا
ب. در مورد تعهد عرفي، هنگاميكه رويداد مورد نظر (كه ممكن است ناشي از اقدام واحد تجاري باشد) انتظاراتي بجا مبني بر ايفاي تعهد واحد تجاري در اشخاص ديگر ايجاد كند.
15. صورتهاي مالي با وضعيت مالي واحد تجاري در پايان دوره گزارشگري و نه وضعيت احتمالي آن در آينده سر و كار دارد. بنابراين، براي مخارجي كه در آينده جهت انجام فعاليتهاي آتي تحمل ميشود، ذخيرهاي شناسايي نميشود. تنها بدهيهايي در ترازنامه شناسايي ميشود كه در تاريخ ترازنامه وجود داشته باشد.
16. تنها تعهداتي كه ناشي از رويدادهاي گذشته و مستقل از اقدامات آتي واحد تجاري است، بعنوان ذخيره شناسايي ميشود. نمونه چنين تعهداتي شامل جرايم يا مخارج پاكسازي تخريب غيرقانوني محيط زيست است كه تسويه هر دو، صرفنظر از اقدامات آتي واحد تجاري، منجر به خروج منافع اقتصادي خواهد شد. همچنين، واحد تجاري براي مخارج برچيدن تأسيسات نفتي، به ميزان تعهد خود براي جبران خسارات وارده قبلي ذخيره شناسايي ميكند. از سوي ديگر، واحد تجاري ممكن است بدليل ضرورتهاي تجاري يا الزامات قانوني، مايل يا ملزم باشد تا مخارجي را براي انجام فعاليت به روش خاص در آينده تحمل كند (براي مثال، نصب فيلترهاي تصفيه در يك كارخانه سيمان). از آنجا كه واحد تجاري ميتواند از طريق اقدامات آتي (مثل تغيير روش عمليات) از مخارج آتي اجتناب كند، بنابراين تعهد فعلي براي آن مخارج ندارد و ذخيرهاي نيز شناسايي نميكند.
17. تعهد هميشه مستلزم وجود طرف ديگري است كه تعهد نسبت به وي ايفا ميشود. با اين حال، مشخص بودن هويت طرف تعهد لازم نيست و تعهد ممكن است نسبت به عموم باشد. چون تعهد هميشه مستلزم تقبل تكليف درقبال طرف ديگري است، بنابراين تصميم مديريت اجرايي يا هيئت مديره، به تعهد عرفي در تاريخ ترازنامه منجر نميشود مگر اينكه قبل از تاريخ ترازنامه تصميم به گونهاي كاملاً مشخص به اطلاع اشخاص تحت تأثير تصميم رسيده باشد و در آنها انتظاراتي بجا مبني بر ايفاي مسئوليت توسط واحد تجاري ايجاد كرده باشد.
18. رويدادي كه در زمان وقوع ايجاد تعهد نميكند، ممكن است مدتي بعد بدليل تغيير قانون و يا اقدام واحد تجاري (براي نمونه، صدور يك اطلاعيه عمومي) كه منجر به ايجاد تعهد عرفي ميشود، تعهدي ايجاد كند. بعنوان مثال، ممكن است زماني كه محيط زيست تخريب ميشود، تعهدي براي جبران آن وجود نداشته باشد. اما ايجاد چنين خسارتي هنگامي به رويداد تعهدآور تبديل ميشود كه قانون جديدي جبران خسارت موجود را الزامي كند يا واحد تجاري مسئوليت جبران خسارت را درمقابل عموم بپذيرد به گونهاي كه تعهدي عرفي ايجاد شود.
19. يك طرح يا لايحه قانوني پيشنهادي، تنها در صورتي به ايجاد تعهد منجر ميشود كه تصويب آن تقريباً قطعي باشد. براي مقاصد اين استاندارد، با چنين تعهدي همانند تعهد قانوني برخورد ميشود. شرايط متفاوت حاكم بر تصويب قوانين سبب ميشود تا تعيين يك رويداد واحد كه حاكي از قطعيت يافتن تصويب قانون باشد، غيرممكن شود. در بسياري موارد، تا زماني كه قانون تصويب نشود، حصول اطمينان از قطعيت يافتن تصويب قانون غيرممكن است.
محتمل بودن خروج منافع اقتصادي
20. براي اينكه بدهي شرايط شناخت را احراز كند نه تنها وجود تعهد فعلي، بلكه محتمل بودن خروج منافع اقتصادي براي تسويه آن تعهد نيز ضروري است. در اين استاندارد، خروج منافع اقتصادي درصورتي محتمل تلقي ميشود كه احتمال وقوع رويداد بيش از عدم وقوع آن باشد. چنانچه وجود تعهد فعلي محتمل نباشد، واحد تجاري آن را به عنوان بدهي احتمالي افشا ميكند مگر اينكه امكان خروج منافع اقتصادي بعيد باشد (به بند 76 مراجعه شود).
21. درصورت وجود تعدادي تعهد مشابه (مثل ضمانتنامههاي محصول يا قراردادهاي مشابه)، محتمل بودن خروج منافع اقتصادي لازم براي تسويه، با درنظر گرفتن مجموع تعهدات هرگروه تعيين ميشود. اگر چه ممكن است احتمال خروج منافع اقتصادي براي هر يك از اقلام بهطور جداگانه كم باشد، ولي خروج منافع اقتصادي براي تسويه مجموع تعهدات آن گروه محتمل است. دراينگونه موارد (و درصورت احراز معيارهاي شناخت) ذخيره شناسايي ميشود.
برآورد اتكاپذير تعهد
22. استفاده از برآورد در تهيه صورتهاي مالي امري اساسي است و اتكاپذيري آن را خدشهدار نميكند. اين امر بويژه درمورد ذخاير مصداق دارد كه ماهيتاً نسبت به اكثر اقلام ترازنامه ابهام بيشتري دارد. بجز در موارد بسيار نادر، واحد تجاري قادر است طيفي از نتايج ممكن را مشخص كند و بنابراين ميتواند براي شناخت ذخيره، تعهد را بهگونهاي اتكاپذير برآورد كند.
23. در موارد بسيار نادر كه تعيين مبلغ بدهي از طريق برآورد اتكاپذير ميسر نيست، اين بدهي بهعنوان بدهي احتمالي افشا ميشود (به بند 76 مراجعه شود).
بدهيهاي احتمالي
24 .واحد تجاري نبايد بدهي احتمالي را شناسايي كند.
25. بدهي احتمالي افشا ميشود، مگر اينكه امكان خروج منافع اقتصادي بعيد باشد.
26. چنانچه واحد تجاري مشتركاً و متضامناً درقبال يك تعهد مسئوليت داشته باشد، آن بخش از تعهد كه انتظار ميرود توسط ساير اشخاص ايفا شود بعنوان بدهي احتمالي محسوب ميشود. واحد تجاري تنها براي بخشي از تعهد كه خروج منافع اقتصادي براي تسويه آن محتمل است، ذخيره شناسايي ميكند، بجز در شرايط بسيار نادر كه نتوان برآورد اتكاپذير انجام داد.
27. وضعيت بدهيهاي احتمالي ممكن است نسبت به آنچه كه در ابتدا انتظار ميرفت، تغيير كند. بنابراين، بدهيهاي يادشده بطور مداوم ارزيابي ميشود تا تعيين گردد كه آيا خروج منافع اقتصادي محتمل شده است يا خير. چنانچه خروج منافع اقتصادي آتي براي اقلاميكه قبلاً به عنوان بدهي احتمالي تلقي شدهاند، محتمل شود، در صورتهاي مالي دورهاي كه ميزان احتمال در آن تغيير ميكند، ذخيره شناسايي ميشود (مگر در شرايط بسيار نادري كه برآورد اتكاپذير ممكن نباشد).
داراييهاي احتمالي
28 .واحد تجاري نبايد دارايي احتمالي را شناسايي كند.
29. داراييهاي احتمالي معمولاً از رويدادهاي برنامهريزي نشده يا غيرمنتظرهاي ناشي ميشود كه ورود منافع اقتصادي به واحد تجاري را ممكن ميسازد. براي مثال، ميتوان به ادعايي كه واحد تجاري ازطريق مراحل قانوني پيگيري ميكند اما پيامد آن نامشخص است، اشاره كرد.
30. داراييهاي احتمالي در صورتهاي مالي شناسايي نميشود، زيرا ممكن است منجر به شناخت درآمدي شود كه هرگز تحقق نيابد. با اينحال، زمانيكه تحقق درآمد تقريباً قطعي باشد، دارايي مربوط احتمالي نيست و شناسايي ميشود.
31. دارايي احتمالي زماني افشا ميشود كه ورود منافع اقتصادي محتمل باشد.
32. داراييهاي احتمالي بطور مداوم ارزيابي ميگردد تا اطمينان حاصل شود كه تغييرات آن بهنحو مناسب در صورتهاي مالي منعكس شده است. چنانچه ورود منافع اقتصادي تقريباً قطعي باشد، دارايي و درآمد مربوط در صورتهاي مالي دورهاي كه تغيير در آن رخ داده است، شناسايي ميشود. همچنين در صورتي كه ورود منافع اقتصادي محتمل شود واحد تجاري داراييهاي احتمالي را افشا ميكند.
اندازهگيري
بهترين برآورد
33 .مبلغ شناسايي شده بعنوان ذخيره بايد بهترين برآورد از مخارجي باشد كه براي تسويه تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه لازم است.
34. بهترين برآورد از مخارج لازم براي تسويه تعهد فعلي، مبلغي است كه واحد تجاري به طور منطقي لازم است براي تسويه تعهد يا انتقال به شخص ثالث در تاريخ ترازنامه بپردازد. تسويه يا انتقال تعهد در تاريخ ترازنامه اغلب ناممكن يا غير اقتصادي است. با اينحال، برآورد مبلغي كه واحد تجاري به طور منطقي لازم است براي تسويه يا انتقال تعهد بپردازد، بهترين برآورد از مخارج لازم براي تسويه تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه است.
35. نتايج و آثار مالي رويدادها، از طريق قضاوت مديريت واحد تجاري باتوجه به تجربيات گذشته درمورد رويدادهاي مشابه و در بعضي موارد، گزارش كارشناسان مستقل برآورد ميشود. شواهد موردنظر شامل شواهد بيشتري است كه رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه بدست ميدهد.
36. نحوه برخورد با ابهام حاكم بر شناسايي ذخيره، به شرايط مرتبط با آن بستگي دارد. چنانچه ذخيرهاي كه اندازهگيري ميشود مربوط به اقلام متعددي باشد، تعهد از طريق تعيين وزن هر يك از پيامدهاي ممكن با توجه به احتمال وقوع آنها برآورد ميشود. اين روش آماري برآورد، ” ارزش مورد انتظار “ ناميده ميشود. بنابراين، مبلغ ذخيره به تناسب ميزان احتمال زيان، بعنوان مثال 60 درصد يا 90 درصد، متفاوت خواهد بود. هنگامي كه پيامدهايِ احتمالي داراي يك دامنه پيوسته است و احتمال وقوع هر رويداد در اين دامنه مشابه ساير رويدادهاست، نقطه مياني اين دامنه بعنوان ذخيره برآوردي مدنظر قرار ميگيرد.
|
مثال : واحد تجاري محصولات خود را همراه با ضمانت شش ماهه بابت رفع هرگونه عيب و نقص ناشي از توليد به فروش ميرساند. چنانچه عيب و نقص كشف شده در تمام محصولات فروش رفته جزئي باشد، هزينه رفع آن معادل يك ميليون ريال خواهد بود و اگر عيب و نقص كشف شده در تمام محصولات فروش رفته عمده باشد، هزينه رفع آن معادل چهار ميليون ريال خواهد بود. تجربيات گذشته و انتظارات آتي واحد تجاري حاكي از آن است كه در سال آينده، 75 درصد محصولات فروش رفته فاقد عيب و نقص، 20 درصد داراي عيب و نقص جزئي و 5 درصد نيز داراي عيب و نقص عمده خواهد بود. براساس الزامات بند 21، واحد تجاري احتمال خروج منافع اقتصادي بابت تعهدات مربوط به ضمانت محصولات را به طور كلي ارزيابي ميكند.
ارزش مورد انتظار هزينه رفع عيب و نقص محصولات به شرح زير است:
4/0= (4 ميليون Í 5%) + (1 ميليون Í 20%) + (صفر Í 75%)
|
ريسك و ابهام
37 .ريسك و ابهام حاكم بر بسياري از رويدادها و شرايط بايد در دستيابي به بهترين برآورد ذخيره درنظر گرفته شود.
38. ريسك بيانگر تغييرپذيري نتايج است. تعديل ريسك ممكن است مبلغ بدهي را افزايش دهد. درشرايط ابهام، براي پرهيز از بيشنمايي درآمدها يا داراييها و كم نمايي هزينهها يا بدهيها، رعايت احتياط در انجام قضاوت لازم است. با اينحال، وجود ابهام، ايجاد ذخاير اضافي يا بيشنمايي بدهيها را توجيه نميكند. به عنوان مثال، چنانچه هزينههاي يك پيامد نامساعد خاص بصورت محتاطانه برآورد شود، ميزان احتمال آن نبايد بيش از واقع درنظر گرفته شود. بايد مراقب بود تا از تعديل مضاعف بابت ريسك و ابهام و درنتيجه بيشنمايي ذخيره اجتناب شود.
ارزش فعلي
39 .هنگامي كه اثر ارزش زماني پول با اهميت است، مبلغ ذخيره بايد معادل ارزش فعلي مخارج مورد انتظار لازم براي تسويه تعهد باشد.
40. با توجه به مشكلات عملي تعيين نرخهاي تنزيل متفاوت و بهمنظور ايجاد يكنواختي در شيوه محاسبه ارزش فعلي بدهي بلندمدت، توصيه ميشود از نرخ بازده بدون ريسك، مانند نرخ سود سپردههاي سرمايهگذاري بلندمدت بانكي يا نرخ اوراق مشاركت دولتي، استفاده شود.
رويدادهاي آتي
41 .اگر شواهد عيني كافي وجود داشته باشـد كه رويدادهاي آتي مؤثـر برمبلغ مورد نياز براي تسويـه تعهد، رخ خواهد داد، اين رويدادها بايد در تعيين مبلغ ذخيره در نظرگرفته شود.
42. رويدادهاي آتي مورد انتظار ممكن است در اندازهگيري ذخاير اهميت ويژهاي داشته باشد. براي نمونه، ممكن است اين اعتقاد وجود داشته باشد كه مخارج برچيدن يك كارگاه در پايان عمر آن بهدليل تغييرات آتي فناوري برچيدن، كاهش يابد. در اين حالت، مبلغ ذخيره با توجه به تمام شواهد موجود در مورد فناوري قابل دسترس در زمان برچيدن، برآورد ميشود.
واگذاري مورد انتظار داراييها
43 .سود ناشي از واگذاري مورد انتظار داراييها نبايد در اندازهگيري ذخيره در نظر گرفته شود.
44. سود ناشي از واگذاري مورد انتظار داراييها در اندازهگيري ذخيره درنظر گرفته نميشود، حتي اگر واگذاري مورد انتظاررابطه نزديكي با رويدادي داشته باشد كه منجر به ايجاد ذخيره ميشود. واحد تجاري سود ناشي از واگذاري مورد انتظار داراييها را در زمان تعيين شده مطابق استاندارد حسابداري مرتبط با دارايي مورد نظر شناسايي ميكند.
جبران مخارج
45 .چنانچه انتظار رود تمام يا بخشي از مخارج مورد نياز براي تسويه ذخيره توسط شخص ديگري جبران شود، اين مبلغ تنها زماني بعنوان يك دارايي جداگانه شناسايي ميشود كه جبران آن پس از تسويه تعهد توسط واحد تجاري تقريباً قطعي باشد. مبلغ شناسايي شده براي جبران مخارج نبايد بيش از مبلغ ذخيره باشد.
46 .در صورت سود و زيان ميتوان هزينه مرتبط با يك ذخيره را پس از كسر مبلغ شناسايي شده براي جبران مخارج ارائه كرد.
47. در برخي موارد ممكن است تمام يا بخشي از مخارج مورد نياز براي تسويه ذخيره، توسط شخص ثالثي پرداخت شود (براي نمونه، از طريق قراردادهاي بيمه، تضمين جبران خسارت يا ضمانت فروشنده).
48. در بيشتر موارد، پرداخت تمام مبلغ موردنظر به عهده واحد تجاري است بهگونهاي كه اگر شخص ثالث به هر دليل تعهد خود را ايفا نكند، واحد تجاري بايد كل مبلغ را تسويه كند. در چنين وضعيتي، براي كل مبلغ بدهي ذخيره شناسايي ميشود و مخارج قابل جبران توسط شخص ثالث تنها زماني به عنوان يك دارايي جداگانه شناسايي ميشود كه جبران آن پس از تسويه تعهد توسط واحد تجاري تقريباً قطعي باشد.
49. در برخي موارد، واحد تجاري درصورت قصور شخص ثالث در پرداخت مخارج موردنظر، متعهد به پرداخت آن نخواهد بود و در نتيجه ذخيرهاي از اين بابت شناسايي نميكند.
تغيير ذخاير
50 .ذخاير بايد در پايان هردوره مالي بررسي و براي نشاندادن بهترين برآورد جاري تعديل شود. هرگاه خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد، ديگر محتمل نباشد، ذخيره بايد برگشت داده شود.
51 . درمواردي كه براي تعيين مبلغ ذخيره از تنزيل استفاده مي شود، مبلغ دفتري ذخيره در هر دوره با گذشت زمان افزايش مييابد. اين افزايش بعنوان هزينه مالي شناسايي ميشود.
استفاده از ذخاير
52 .ذخيره بايد تنها براي مخارجي استفاده شود كه در اصل براي آن شناسايي شده است.
53 . تنها مخارجي كه با ذخيره اوليه مرتبط است از آن كسر ميشود. كسر مخارج از ذخيرهاي كه در ابتدا با هدف ديگري شناسايي شده است باعث ميشود تا آثار دو رويداد متفاوت پنهان بماند.
بكارگيري قواعد شناخت و اندازهگيري
زيانهاي عملياتي آتي
54 .بابت زيانهاي عملياتي آتي نبايد ذخيرهاي شناسايي شود.
55 . زيانهاي عملياتي آتي با تعريف بدهي ارائهشده در بند 7 مطابقت ندارد و حائز معيارهاي كلي شناخت ذخاير مندرج در بند 11 نميباشد.
56 . انتظار وقوع زيانهاي عملياتي آتي ممكن است بيانگر كاهش ارزش برخي داراييهاي عملياتي باشد. واحد تجاري لازم است موضوع كاهش ارزش اين داراييها را مورد توجه قرار دهد.
قراردادهاي زيانبار
57 .در صورتي كه واحد تجاري قرارداد زيانبار داشته باشد، تعهد فعلي مربوط به زيان قرارداد بايد به عنوان ذخيره شناسايي شود.
58 . بسياري از قراردادها، نظير بعضي از سفارشات خريد عادي را ميتوان بدون پرداخت خسـارت بـه طـرف قـرارداد فسخ كـرد و بنابـراين بابت آنهـا تعهـدي وجـود نـدارد.
سـايـر قـراردادهـا هم حقـوق و هم تعهداتي را بـراي طرفيـن قـرارداد ايجـاد ميكنـد.
هرگاه رويدادهايي موجب زيانبـار شـدن قرارداد شود، چنين قراردادي در دامنه كاربرد اين استاندارد قرار ميگيرد و يك بدهي وجود دارد كه شناسايي ميشود.
59. طبق اين استاندارد، قرارداد زيانبار قراردادي است كه مخارج غيرقابلاجتناب براي ايفاي تعهدات ناشي از قرارداد بيش ازمنافع اقتصادي مورد انتظار آن قرارداد باشد. مخارج غيرقابل اجتناب قرارداد عبارت از حداقل خالص مخارج خروج از قرارداد يعني اقل ” زيان ناشي از اجراي قرارداد“ و ” مخارج جبران خسارت ناشي از ترك قرارداد“ است.
60. قبل از ايجاد ذخيره براي يك قرارداد زيانبار، واحد تجاري زيان كاهش ارزش داراييهاي اختصاص يافته به آن قرارداد را شناسايي ميكند.
تجديد ساختار
61. موارد زير نمونههايي از رويدادهايي است كه ميتواند مشمول تعريف تجديد ساختار باشد:
الف. فروش يا توقف يك فعاليت تجاري،
ب. بستن مكان فعاليت تجاري در يك كشور يا منطقه يا تغيير مكان فعاليتهاي تجاري از يك كشور يا منطقه به كشور يا منطقه ديگر،
ج. تغيير ساختار مديريت، براي نمونه، حذف يك لايه از مديريت، و
د. تجديد سازمان اساسي كه اثر با اهميتي بر ماهيت و محور عمليات واحد تجاري دارد.
62. براي مخارج تجديد ساختار تنها در صورتي ذخيره شناسايي ميشود كه معيارهاي عمومي شناخت ذخاير مندرج در بند 11 احراز شود. بندهاي 63 تا 73 چگونگي بكارگيري معيارهاي عمومي شناخت در مورد تجديد ساختار را توصيف ميكند.
63 .تعهد عرفي در مورد تجديد ساختار تنها زماني رخ ميدهد كه واحد تجاري:
الف. طرح تفصيلي مصوب براي تجديد ساختار داشته باشد كه حداقل موارد زير در آن مشخص شده باشد:
1 . فعاليت تجاري موردنظر،
2. مكانهاي اصلي متاثر از تجديد ساختار،
3. مكان، كاركرد و تعداد تقريبي كاركناني كه براي خاتمه خدمت آنها مزايايي پرداخت خواهد شد،
4. مخارجي كه تحمل خواهد شد، و
5. زمان اجراي طرح، و
ب . با شروع اجراي طرح يا اعلام ويژگيهاي اصلي آن به اشخاصي كه از آن متاثر ميشوند، در آنها انتظاري بجا ايجاد كند كه تجديد ساختار انجام خواهد شد.
64. شواهد لازم مبني براينكه واحد تجاري اجراي طرح تجديد ساختار را آغاز نموده است، ازطريق مواردي همچون پيادهسازي ماشينالات، فروش داراييها يا اعلام عمومي ويژگيهاي اصلي طرح فراهم ميشود. اعلام عمومي يك طرح تفصيلي براي تجديد ساختار تنها در صورتي تعهد عرفي براي تجديد ساختار ايجاد ميكند كه با جزئيات كامل (يعني ويژگيهاي اصلي طرح را بيان كند) و به روشي صورت گيرد تا انتظاري بجا مبنيبر انجام تجديد ساختار توسط واحد تجاري، در اشخاص ديگر از قبيل مشتريان، توليدكنندگان و كاركنان (يا نمايندگان آنها) ايجاد كند.
65. اعلام يك طرح به اشخاص متاثر از آن، در صورتي موجب تعهد عرفي ميشود كه برنامهريزي آن در اسرع وقت انجام شود و تكميل آن در يك چارچوب زماني صورت گيرد، بطوريكه ايجاد تغيير با اهميت در آن غيرمحتمل باشد. در صورت انتظار تأخير طولاني قبل از شروع تجديد ساختار يا طولانيشدن غيرمعقول مدت تجديد ساختار، بعيد است طرح مذكور در اشخاص ديگر انتظاري بجا ايجاد كند كه واحد تجاري هنوز به تجديد ساختار متعهد ميباشد، زيرا چارچوب زماني فرصتي براي واحد تجاري جهت تغيير طرحهايش فراهم ميكند.
66. تصميم اركان صلاحيتدار واحد تجاري براي تجديد ساختار قبل از پايان دوره مالي، موجب تعهد عرفي در تـاريـخ تـرازنـامـه نميشـود، مگر اينكـه واحـد تجاري قبـل از تاريخ ترازنامه:
الف. طرح تجديد ساختار را شروع كرده باشد، يا
ب. ويژگيهاي اصلي طرح را به اشخاص متأثر از آن بهگونهاي اعلام كرده باشد كه در آنها انتظاري بجا مبني بر انجام تجديد ساختار توسط واحد تجاري بوجود آيد.
در بعضي موارد واحد تجاري تنها بعد از تاريخ ترازنامه اجراي طرح تجديد ساختار را آغاز ميكند يا ويژگيهاي اصلي آن را براي اشخاص متأثر از آن اعلام مينمايد. در اين شرايط اگر تجديد ساختار با اهميت باشد و عدم افشاي آن بر تصميمات اقتصادي استفادهكنندگان برمبناي صورتهاي مالي تاثير گذارد، طبق استاندارد حسابداري شماره 5 با عنوان رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه، افشاي آن ضروري است.
67. اگر چـه تعهد عرفي تنهـا از طريق تصميم مديريت ايجـاد نميشـود، امـا ممكن است
ساير رويدادهاي گذشته، همراه چنين تصميمي، موجب ايجاد تعهد شـود. براي نمونـه، نتايج مذاكره با نماينده كاركنان براي مزاياي پايانخدمت يا مذاكره با خريداران درمورد فروش يك بخش عملياتي ممكن است منوط به تصويب هيئت مديره باشد. پس از تصويب و اعلام به اشخاص ديگر، واحد تجاري درصورت احراز شرايط مندرج در بند 63،
تعهد عرفي براي تجديد ساختار دارد.
68 .در رابطه با فروش تمام يا بخشي از فعاليت تجاري، هيچگونه تعهدي ايجاد نميشود مگر اينكه واحد تجاري به موجب يك قرارداد فروش ملزم به فروش باشد.
69. حتي زمانيكه يك واحد تجاري تصميم به فروش بخشي از فعاليت تجاري دارد و آن را به عموم اعلام مينمايد، آن تصميم به عنوان تعهد فروش تلقي نميشود مگر آنكه خريدار، مشخص و قرارداد فروش الزامآور منعقد شده باشد. ماداميكه قرارداد فروش الزامآور وجود نداشته باشد، واحد تجاري قادر خواهد بود نظرش را تغيير دهد و چنانچه نتواند خريداري با شرايط قابل قبول بيابد، مجبور است راهكارهاي ديگري را در نظر بگيرد. هنگامي كه فروش فعاليت تجاري بعنوان بخشي از تجديد ساختار در نظر گرفته شود، داراييهاي آن فعاليت از نظر كاهش ارزش بررسي ميشود. اگر فروش، تنها بخشي از تجديد ساختار تلقي شود، تعهد عرفي ممكن است از ساير بخشهاي تجديد ساختار ناشي شود قبل از آنكه قرارداد فروش الزامآور منعقد گردد.
70 .ذخيره تجديد ساختار بايد تنها شامل مخارج مستقيم ناشي از تجديد ساختار باشد يعني آن مخارجي كه هم براي تجديد ساختار ضروري است و هم به فعاليتهاي جاري واحد تجاري مربوط نباشد.
71. ذخيره تجديد ساختار شامل مخارجي نظير موارد زير نيست:
الف. بازآموزي يا جابجايي كاركنان دائم،
ب . بازاريابي، يا
ج . سرمايهگذاري در سيستمها و شبكههاي توزيعي جديد.
اين مخارج با اداره فعاليتهاي تجاري در آينده مرتبط است و بدهي ناشي از تجديد ساختار در تاريخ ترازنامه نيست. چنين مخارجي مستقل از تجديد ساختار شناسايي ميشود.
72. براي زيانهاي عملياتي آتي قابل تشخيصتا تاريخ تجديد ساختار ذخيره منظور نميشود مگر اينكه مربوط به قراردادي زيانبار باشد.
73. سود حاصل از واگذاري داراييها در اندازهگيري ذخيره تجديد ساختار در نظر گرفته نميشود، حتي اگر فروش داراييها بخشي از تجديد ساختار تلقي شود.
افشا
74 .واحد تجاري بايد گردش هر طبقه از ذخاير را بهشرح زير افشا كند:
الف. مبلغ دفتري ابتدا و پايان دوره،
ب . ذخاير ايجاد شده طي دوره، شامل افزايش ذخاير موجود،
ج . مبالغ استفاده شده (مخارج تأمين شده از محل ذخيره) طي دوره،
د . مبالغ استفاده نشده برگشتي طي دوره، و
ﻫ . افزايش مبالغ تنزيل شده طي دوره ناشي از گذشت زمان و اثر هرگونه تغيير در نرخ تنزيل.
ارائه اطلاعات مقايسهاي الزامي نيست.
75 .واحد تجاري بايد براي هر طبقه از ذخاير موارد زير را افشا كند:
الف. شرح مختصري از ماهيت تعهد و زمانبندي مورد انتظار براي خروج منافع اقتصادي،
ب . موارد ابهام مربوط به مبلغ يا زمانبندي خروج منافع اقتصادي و درصورت ضرورت، افشاي كافي درمورد مفروضات اصلي مربوط به رويدادهاي آتي، و
ج . مبلغ مخارج قابل جبران و دارايي شناسايي شده بابت جبران اين مخارج.
76 .واحد تجاري بايد براي هر طبقه از بدهيهاي احتمالي در تاريخ ترازنامه، شرح مختصري از ماهيت بدهي احتمالي و موارد زير را در صورت امكان افشا كند، مگر اينكه امكان هرگونه خروج منافع اقتصادي براي تسويه بعيد باشد :
الف. برآورد اثر مالي آن كه طبق بندهاي 33 تا 44 اندازهگيري شده است،
ب . موارد ابهام مربوط به مبلغ يا زمانبندي خروج منافع اقتصادي، و
ج . امكان هرگونه جبران مخارج.
77. در تعيين اينكه كدام ذخاير يا بدهيهاي احتمالي ميتواند يك طبقه را تشكيلدهد، لازم است ماهيت اين اقلام آنچنان مشابه باشد كه با افشاي آن در يك طبقه، رعايت الزامات بندهاي 75 (الف) و (ب) و 76 (الف) و (ب) امكانپذير باشد. بنابراين، ممكن است ارائه مبالغ ذخيره مربوط به ضمانت محصولات متفاوت در يك طبقه مناسب باشد، اما ارائه مبالغ مربوط به ضمانتنامههاي عادي و مبالغي كه موكول به مشخص شدن نتايج اقدامات قانوني است، در يك طبقه، مناسب نباشد.
78. چنانچـه ذخيـره و بدهي احتمالي از شرايط يكساني ناشـي شـود، واحد تجاري موارد مقرر در بندهاي 74 تا 76 را بهگونـهاي افشـا ميكند كه ارتبـاط بين ذخيـره و بدهي احتمالي را نشـان دهد.
79 .چنانچه ورود منافع اقتصادي محتمل باشد، واحد تجاري بايد شرح مختصري از ماهيت داراييهاي احتمالي در تاريخ ترازنامه و درصورت امكان، برآوردي از اثر مالي آنها كه با استفاده از اصول مربوط به ذخاير مطابق بندهاي 33 تا 44 اندازهگيري شدهاند را افشا نمايد.
80 .اين نكته مهم است كه داراييهاي احتمالي بهگونهاي افشا گردد كه از ارائه علائم گمراهكننده درمورد احتمال ايجاد درآمد جلوگيري شود.
81 . چنانچه افشاي اطلاعات مقرر در بندهاي 76 و 79 عملي نباشد، اين واقعيت بايد بيان شود.
82 .در موارد بسيار نادر، افشاي تمام يا بخشي از اطلاعات مقرر در بندهاي 74 تا 79 درخصوص ذخيره، بدهي احتمالي يا دارايي احتمالي مربوط به دعاوي له يا عليه واحد تجاري ممكن است به موقعيت واحد تجاري لطمهاي جدي وارد كند. در چنين مواردي، لازم نيست واحد تجاري اطلاعات ياد شده را افشا كند، اما بايد ماهيت كلي اين دعاوي را همراه با دليل عدم افشاي اطلاعات بيان كند.
تاريخ اجرا
83 .الزامات اين استاندارد حسابداري درمورد كليه صورتهاي ماليكه دوره مالي آنها از تاريخ
1/1/1385 و بعد از آن شروع ميشود، لازم الاجراست.
مطابقت با استانداردهاي بينالمللي حسابداري
84 .با اجراي الزامات اين استاندارد، مفاد استاندارد بينالمللي حسابداري شماره 37 با عنوان ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي نيز رعايت ميشود.